
حجت الاسلام والمسلمین قاسمیان:
اسلام با شمشیر دنبال جلب نیست و صرفاً دنبال دفاع است
حال آنکه استخوانبندی اصلی دین ما احتیاج به جنگ ندارد و تا جایی که مردم قسط را به پا دارند حرفی از جنگ نیست و اگر مانعی برای اقامه قسط توسط مردم باشد حرف از آهن به میان میآید که آن نیز در صنعت زره سازی و با عنوان دفاع مطرح شده است. علامه طباطبایی ذیل تفسیر آیات ابتدایی سوره نساء می فرمایند که اسلام با شمشیر دنبال جلب نیست و صرفاً دنبال دفاع است. اسلام بنا دارد به کسانی که سرچشمه حیات (معارف دینی) را گرفتهاند با زبان نیکو بگوید شما آب حیات را گل آلود نکنید (ادْعُ إِلِى سَبِیلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُم بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ). بگذارید آب زلال به همه برسد. مردم اگر خواستند استفاده میکنند اگر نخواستند نه؛ اگر حرف را نپذیرفتند و کنار نرفتند در مرحله آخر تبدیل میشود به "قاتِلُوا أَئِمَّةَ الْکُفْرِ" نه کافر ها بلکه کسانی که سر چشمه حیات رو گل آلود میکنند. اسلام با نفر دعوا ندارد بلکه با جریان کفر مخالف است. چرا؟ چون "إِنَّهُمْ لا أَیْمانَ لَهُمْ" یعنی پیمان و قرارداد نمیفهمند و متناوب زیر قولهایشان میزنند.
دیپلماتها و انقلابیون هریک باید کار خودشان را بکنند
تفکیکی وجود دارد بین یهودیان و مسیحیان و بین حکومت های یهودی و مسیحی. که میگوید: "وَ قالَتِ الْیَهُودُ لَیْسَتِ النَّصارى عَلى شَیْءٍ وَ قالَتِ النَّصارى لَیْسَتِ الْیَهُودُ عَلى شَیْءٍ" یهودیها و مسیحی ها به جان هم میافتند و به هم میگویند که شما هیچی نیستید. و میگوید: "لن ترضی عنک الیهود و لا النصاری حتی تتبع ملتهم" از شما هیچ موقع راضی نمیشوند. اینها جزء سیاست است. اگر حضرت آقا میفرمایند که به لبخند اینها اعتنا نکنید بخاطر این نکتهها و حقایق قرآنی است. البته دیپلماتها باید کار خودشان را بکنند و انقلابیون نیز کار خودشان را. و هیچ گروهی؛ گروه دیگر را سرزنش نکنند. البته انقلابی بودن هم به غضب کردن بی جهت و توبیخ قبل از اتمام حجت نیست! انقلابی بودن یعنی آرمان خواه بودن؛ آرمانها را فهمیدن و دنبال آرمانها بودن. این پیام صریح قرآن را نباید فراموش کرد که "لن ترضی عنک الیهود و لا النصاری حتی تتبع ملتهم" یعنی تا وقتی روششان را تابع النعل بالنعل تبعیت نکنید از شما راضی نمیشوند. در سوره بقره این اشاره مربوط به جریان یهود و نصاری است نه افراد! که علاوه براینکه با ما دعوا دارند؛ با خودشان هم دعوا دارند. واقعا آمریکا از دست اسرائیل خسته است و اسرائیل برایش مثل سگی شده که میخواهد از دستش خلاص بشود. و هرموقع بتواند از شرش خلاص بشود؛ میشود! بله؛ خودشان هم با هم دعوا دارند منتهی عاقلاند و ظاهرسازی می کنند. به هرجهت در قرآن مسیحیان (افراد نه جریان) بعنوان نزدیکترین بلحاظ محبت به مسلمانان معرفی شده اند: "وَ لَتَجِدَنَّ اَقْرَبَهُمْ مَوَدَّةً لِلَّذینَ آمَنُوا الَّذینَ قالُوا اِنَّا نَصاری".
مطمئن باشید سر میز مذاکره آنها واقعاً شما را دوست ندارند
در تائید همین معنا در سوره مبارکه ممتحنه آمده است که: "لا ینهیکم الله عن الذین لم یقاتلوکم فی الدین و لم یخرجوکم من دیارکم ان تبروهم و تقسطوا الیهم ان الله یحب المقسطین"
خدا شما رو نهی نمیکند از کسانی که با دین شما جنگ نکردهاند (مثل
بوداییها!) و شما را از سرزمینتان اخراج نکردهاند که به آنها نیکی کنید.
بلکه "انَّمَا یَنْهَاکُمُ
اللَّهُ عَنِ الَّذِینَ قَاتَلُوکُمْ فِی الدِّینِ وَأَخْرَجُوکُم مِّن
دِیَارِکُمْ وَظَاهَرُوا عَلَی إِخْرَاجِکُمْ أَن تَوَلَّوْهُمْ وَمَن
یَتَوَلَّهُمْ فَأُوْلَئِکَ هُمُ الظَّالِمُونَ" خدا تنها شما را از
کسانی نهی میکند که با شما پیکار دینی میکند و شما را از زمینتان اخراج
میکنند یا به اخراج شما کمک میکنند که آنها را دوست داشته باشید یا دیگر
معانی تولی. در جای دیگر آمده است : "هَا أَنْتُمْ هوُلَاءِ تُحِبُّونَهُمْ وَلَا یُحِبُّونَکُمْ"
مطمئن باشید سر میز مذاکره آنها واقعا شما را دوست ندارند ولو لبخندی هم
بزنند. آنها برای اهداف خودشان آمدهاند پای میز مذاکره! فلذا درود بر
آمریکا نگو و نگو که این بساط دشمنی و مرگ بر آمریکا را جمع کنید چون کم کم
انقلاب از محتواهای خودش خالی میشود.
فرق بین امام حسین (ع) و باقی ائمه در این است که:
وقتی از ائمه آدرس خدا را میپرسی راه را نشانت
میدهند،
اما وقتی که از امام حسین (ع) آدرس خدا را میپرسی
دستت را گرفته میبرد و در دست خدا میگذارد.
آنهایی که در مقابل حسین (ع) صف آرایی کردند باور
نمیکردند که چقدر حسین آنها را دوست دارد.

حضرت آیتالله خامنهای در دیدار دانشآموزان و دانشجویان با اشاره به اینکه مسألهی اصلی استکبار با جمهوری اسلامی، مسألهی هستهای نیست، فرمودند: «ملّت
باید بیدار باشد، تبلیغاتچىهاى دشمن تبلیغ میکنند که اگر ما در مقابلِ
طرف مقابل تسلیم شدیم، همهى مشکلات اقتصادى و مانند اینها حل خواهد شد؛
این خطا است. همین دشمنیها، همین مخالفتها از اوّل انقلاب بود؛ اگر یک
روزى هم جمهورى اسلامى عقبنشینى کرد و مسئلهى هستهاى همانطور که آنها
میخواهند، حل شد ؛ خیال نکنید مسئله تمام خواهد شد؛ نه، بهانههاى دیگر را
بهتدریج پیش میکشند.»
در
زندگى حسینبنعلى علیهالسّلام، یک نقطهى برجسته، مثل قلهاى که همهى
دامنهها را تحتالشعاع خود قرار مىدهد، وجود دارد و آن عاشورا است. ۱۳۷۱/۱۱/۰۶
تحقیقاً یکى از مهمترین امتیازات جامعه شیعه بر دیگر جوامع مسلمان، این است که جامعه شیعه، برخوردار از خاطره عاشوراست. ۱۳۷۳/۰۳/۱۷
یکى
از بزرگترین نعمتها، نعمت خاطره و یاد حسینبنعلى علیهالسّلام، یعنى
نعمت مجالس عزا، نعمت محرّم ونعمت عاشورا براى جامعه شیعىِ ماست. ۱۳۷۳/۰۳/۱۷
قدر
مجالس عزادارى را بدانند، از این مجالس استفاده کنند و روحاً و قلباً این
مجالس را وسیلهاى براى ایجاد ارتباط و اتّصالِ هرچه محکمتر میان خودشان و
حسینبنعلى علیهالسّلام، خاندان پیغمبر و روح اسلام و قرآن قرار دهند. ۱۳۷۳/۰۳/۱۷
در ماه محرم، معارف حسینى و معارف علوى را که همان معارف قرآنى و اسلامى اصیل و صحیح است براى مردم بیان کنید. ۱۳۷۲/۰۳/۲۶
اگر
براى ذکر مصیبت، کتاب «نَفَس المهمومِ» مرحوم «محدّث قمى» را باز کنیدو از
رو بخوانید، براى مستمع گریهآور است و همان عواطفِ جوشان را بهوجود
مىآورد. چه لزومى دارد که ما به خیال خودمان، براى مجلسآرایى کارى کنیم
که اصل مجلس عزا از فلسفه واقعىاش دور بماند؟! ۱۳۷۳/۰۳/۱۷
وقتى
شعر را میخوانیم، به فکر باشیم که از این شعر ما ایمان مخاطبان ما زیاد
شود. پس، هر شعرى را نمیخوانیم؛ هرجور خواندنى را انتخاب نمیکنیم؛ جورى
میخوانیم که لفظ و معنا و آهنگ، مجموعاً اثرگذار باشد. در چه؟ در افزایش
ایمان مخاطب. ۱۳۸۶/۰۴/۱۴
برخى
کارهاست که پرداختن به آنها، مردم را به خدا و دین نزدیک مىکند. یکى از
آن کارها، همین عزاداریهاى سنّتى است که باعث تقرّبِ بیشترِ مردم به دین
مىشود. اینکه امام فرمودند «عزادارى سنّتى بکنید» به خاطر همین تقریب
است. در مجالس عزادارى نشستن، روضه خواندن، گریه کردن، به سروسینه زدن و
مواکب عزا و دستههاى عزادارى به راه انداختن، از امورى است که عواطف عمومى
را نسبت به خاندان پیغمبر، پرجوش مىکند و بسیار خوب است. ۱۳۷۳/۰۳/۱۷
من
حقیقتاً هر چه فکر کردم، دیدم نمىتوانم این مطلب - قمهزدن - را که قطعاً
یک خلاف و یک بدعت است، به اطّلاع مردم عزیزمان نرسانم. این کار را نکنند.
بنده راضى نیستم. اگر کسى تظاهر به این معنا کند که بخواهد قمه بزند، من
قلباً از اوناراضىام. ۱۳۷۳/۰۳/۱۷
لازم
است از همه برادران و خواهرانى که در سراسر کشور، در ایّام عزادارى، با
اقامه عزا و به راه انداختن مراسم عزادارى، بخصوص با اقامه نماز جماعت در
ظهر عاشورا و با عرض ارادت به خاندان پیامبر، این روزها را بزرگ داشتند
سپاسگزارى کنم. ۱۳۷۷/۰۲/۱۸
هیچ
وقت نباید امت اسلامى و جامعهى اسلامى ماجراى عاشورا را به عنوان یک درس،
به عنوان یک عبرت، به عنوان یک پرچم هدایت از نظر دور بدارد. قطعاً اسلام،
زندهى به عاشورا و به حسینبنعلى (علیهالسّلام) است. ۱۳۹۱/۰۹/۰۱
اگر
کسانى براى حفظ جانشان، راه خدا را ترک کنند و آنجا که باید حق بگویند،
نگویند، چون جانشان به خطر مىافتد، یا براى مقامشان یا براى شغلشان یا
براى پولشان یا محبّت به اولاد، خانواده و نزدیکان و دوستانشان، راه خدا را
رها کنند، آن وقت حسینبنعلىها به مسلخ کربلا خواهند رفت و به قتلگاه
کشیده خواهند شد. ۱۳۷۵/۰۳/۲۰
اگر
فداکارى بزرگ حسینبنعلى علیهالسلام نمىبود که این فداکارى، وجدان
تاریخ را به کلى متوجه و بیدار کرد در همان قرن اول یا نیمهى قرن دوم
هجرى، بساط اسلام به کلى برچیده مىشد. ۱۳۷۲/۰۳/۲۶
کار
امام حسین علیهالصّلاه والسّلام در کربلا، با کار جدّ مطهرش حضرت محمد بن
عبداللَّه صلىاللَّهعلیهوآلهوسلم در بعثت، قابل تشبیه و مقایسه است.
قضیه این است. همان طور که پیغمبر در آن جا، یک تنه با یک دنیا مواجه شد،
امام حسین هم در ماجراى کربلا، یک تنه با یک دنیا مواجه بود. ۱۳۷۵/۰۹/۲۴
عبرت
آن است که انسان نگاه کند و ببیند چطور شد حسینبنعلى علیهالسّلام -
همان کودکى که جلوِ چشم مردم، آن همه موردِ تجلیلِ پیغمبر بود و پیغمبر
دربارهى او فرموده بود: «سیّد شباب اهل الجنه»؛ سرور جوانان بهشت - بعد از
گذشت نیم قرن از زمان پیغمبر، با آن وضعِ فجیع کشته شد؟! ۱۳۷۳/۱۰/۱۵
امام
حسین را فقط به جنگِ روز عاشورا نباید شناخت؛ آن یک بخش از جهاد امام حسین
است. به تبیین او، امر به معروف او، نهى از منکر او، توضیح مسائل گوناگون
در همان منى و عرفات، خطاب به علما، خطاب به نخبگان- حضرت بیانات عجیبى
دارد که تو کتابها ثبت و ضبط است- بعد هم در راه به سمت کربلا، هم در خود
عرصهى کربلا و میدان کربلا، باید شناخت. ۱۳۸۸/۰۵/۰۵
عاشورا
پیامها و درسهایى دارد. عاشورا درس مىدهد که براى حفظ دین، باید فداکارى
کرد. درس مىدهد که در راه قرآن، از همه چیز باید گذشت. درس مىدهد که در
میدان نبرد حق و باطل، کوچک و بزرگ، زن و مرد، پیر و جوان، شریف و وضیع و
امام و رعیت، با هم در یک صف قرار مىگیرند. ۱۳۷۱/۰۴/۲۲
درس
عاشورا، درس فداکارى و دیندارى و شجاعت و مواسات و درس قیام للَّه و درس
محبّت و عشق است. یکى از درسهاى عاشورا، همین انقلاب عظیم و کبیرى است که
شما ملت ایران پشت سر حسین زمان و فرزند ابىعبداللَّه الحسین علیهالسّلام
انجام دادید. خود این، یکى از درسهاى عاشورا بود. ۱۳۷۷/۰۲/۱۸
امام
بزرگوار ما، محرّم را به عنوان ماهى که در آن، خون بر شمشیر پیروز مىشود،
مطرح نمود و به برکت محرّم، با همین تحلیل و منطق، خون را بر شمشیر پیروز
کرد. این، یک نمونه از جلوههاى نعمت ماه محرّم و مجالس ذکر و یاد امام
حسین علیهالسّلام است که شما دیدید. ۱۳۷۳/۰۳/۱۷
درس
حسینبنعلى علیهالصّلاةوالسّلام به امّت اسلامى این است که براى حقّ،
براى عدل، براى اقامهى عدل، براى مقابلهى با ظلم، باید همیشه آماده بود و
باید موجودى خود را به میدان آورد؛ در آن سطح و در آن مقیاس، کار من و شما
نیست؛ امّا در سطوحى که با وضعیّت ما، با خُلقیّات ما، با عادات ما متناسب
باشد چرا؛ باید یاد بگیریم. ۱۳۹۲/۰۳/۲۲
پروردگارا! تو را به حسین و زینب علیهماالسّلام قسم مىدهیم که ما را جزو دوستان و یاران و دنبالهروان آنان قرار بده.
پروردگارا! حیات و زندگى ما را زندگى حسینى و مرگ ما را مرگ حسینى قرار بده.
پروردگارا! امام بزرگوار ما را که به این راه هدایتمان کرد، با شهداى کربلا محشور کن. شهداى عزیز ما را با شهداى کربلا محشور کن. ۱۳۷۴/۰۳/۱۹